تبليغاتX
<امیر غدیر>

امــــــــــــیر غدیر

    ميلاد مبارك

بر درد عشق نسخه و درمان اثر نکرد

مرهم برای زخم غم تو ثمر نکرد

تنها حریم پاک تو داریم زآن زمان

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

از هر قبیله ای به تو امید بسته اند

نبود کسی که چشم تو بر او نظر نکرد

شاهنشه غریب، امیر رئوف طوس

دل نیست، آنچه داغ تواش پر شرر نکرد

در بازکن که از ره دوری رسیده ام

این خسته بی دلیل در این ره، خطر نکرد

امشب، سحر دوباره به کوی تو آمدم

مخمورم و به شوق سبوی تو آمدم

بر حال من به جان جوادت نگاه کن

فکری به حال این دل بی سرپناه کن

بر زائران پاک تو من غبطه می خورم

آقا ترحمی به من پر گناه کن

امشب برات کرب و بلای مرا بده

ما را دوباره زائر آن بی سپاه کن

گر این زیارتم شده دیدار آخرین

در روز حشر یاد من رو سیاه کن

در راه عشق، اهل غم و درد خواستی

با چشم نافذت تو مرا مرد راه کن

مولا به جان ما تو بگو با امام عصر

یوسف بیا بخاطر من ترک چاه کن

تا روز حشر نوکری ات افتخار ماست

اینجا بهشت روی زمین جنت الرضاست


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  چهارشنبه 1388/08/06
موضوع: | لينک ثابت |

    تسلیت

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1388/1388072719471fab.jpg


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  سه شنبه 1388/07/28
موضوع: | لينک ثابت |

    ميلاد مبارك

میلاد با سعادت کریمه اهل بیت

حضرت معصومه (س)

بر شیعیان مبارکباد .

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  سه شنبه 1388/07/28
موضوع: | لينک ثابت |

    بدون شرح

در وصیتنامه شهیدی آمده بود :

 خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت امانت دادم

پس امانت دار خوبی باش


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  یکشنبه 1388/07/26
موضوع: | لينک ثابت |

    شرافت
نه آنقدر زندگی شیرین است

ونه آنقدر مرگ تلخ

که بخاطرش انسان

شرافت

خود را بفروشد


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  چهارشنبه 1388/07/08
موضوع: | لينک ثابت |

    شب مزد است امشب

...

چو بانك فزت در محراب پيچيد               

  صداي ناله در مهتاب پيچيد

علي منشق شده فرقش به نيرنگ        

رخش گلگونه وسجاده خون رنگ

علي اي عشق بي پايان من تو             

 علي اي سرور وايمان من تو

"تويي حق هر كجا حق هست موجود"     

 نبي در باره ات اينگونه فرمود

منم "بيدل"گداي خانه زادت                   

 نباشم يك زمان غافل زيادت

 -----------------------------

ملاقات علی وفاطمه باشد تماشایی

زمظلومی کند مظلومه ای امشب پذیرایی

---------------------------

امشب شب مزد است مرا به  خاطر داشته باشید شایدبه برکت دعای شما

 مورد لطف خداوند قرار گیرم

اللهم عجل لولیک الفرج


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  شنبه 1388/06/21
موضوع: | لينک ثابت |

    صلوات

بر روی زمین وآسمانها  وکرات

در بین مناجات وتمام کلمات

زیباتر از این ذکر ندید ست کسی

بر خاتم انبیا محمد صلوات

---------------------------------

امام صادق علیه السلام:

 

خواب روزه دار عبادت ُ خاموشی او تسبیح ُعمل وی پذیرفته شده

 

ودعای او مستجاب است

 

التماس دعا در شبهای قدر


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  یکشنبه 1388/06/15
موضوع: | لينک ثابت |

    مهمونی

مهمونيه ... يه مهموني بزرگ ، همه دعوت اند، بي استثناء. كوچك ، بزرگ ، زن ، مرد ، گناهكاران ، بي گناه ها ، خطاكارا ... همه ، همه ... ، عاليترين مهموني ، يه مهموني يه ماهه .

مهموني ماه ترين ماه خدا ...! چه پذيرايي مفصلي !!... لنگه نداره ، تازه به همه مهمونا جايزه ام ميدن، واي ... چه جايزه هايي ...!! توعمرتون نديدين . آخه صاحب خونه خيلي خيلي مهربونه ، خيلي خيلي كريمه ... ارحم الراحمينه ، اكرم الاكرمينه ....!! سفره اشو واكرده ... منتظر مهموناس... همين روزا كارت دعوتتون مي رسه ، بشرطي كه درا باز باشه ، دراي دلتون ، دراي دلمون. شبها تا صبح فرشته هاي خدا كارت دعوت هايي  رو كه به فرمان خدا با قلمي از پرهاشون ومركب نور نوشتن برامون ميارن.

روي كارت ها نوشتن (( يا ايها الناس دعيتم الي ضيافته ا...)) بعد داخل كارت ها هم با خطي از نور كه بوي عطر گلهاي بهشتي ميدهد نوشته شده : ((يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسكم ، لا تقنطوا من رحمه ا...، ان ا... يغفر الذنوب جميعا ...)) پس حتماً پنجره دلمون باز باشه، باز باز ... بزاريم فرشته هاي خدا با صداي اذان ونسيم صبحگاهي وارد دلمون بشن ، همون جايي كه بايد خونه ي خدا باشه ، عرش خدا باشه ، وارد بشن ، جارو كنن ، پاك كنن ، آشغال ها رو دور بريزن ، خودمون هم كمك كنيم ، آماده باشيم برا مهموني. اولش... يه دوش بگيريم ، ناپاكي هاي روح وجسممان را زير دوش توبه خوب ... بشوريم. بعد پاكترين وزيبا ترين لباس روبپوشيم « لباس ايمان» بعد تا مي تونيم خودمونو آرايش كنيم ، اول طوق بندگي خدا رو برگردنمون بياويزيم و مدال افتخار « امت محمد (ص) » را برسينه وتاج افتخار ولايت امير المومنين عليه السلام را

 

برسر نهاده، جانمازا با عطر صلوات برمحمد وآل محمد (ص) عطر آگين كنيم آنگاه با دسته گلي از گلهاتي نرگس روونه ي اين ضيافت بشيم. دم در كه رسيديم يه تلنگري به دلمون بزنيم، شايد ، شايد تركي برداره وبشكنه آخ صاحب خونه بدجوري مشتري دلاي شكسته اس ويه لطف خاصي به اين دلا داره . بعد دربزنيم ، چه جوري؟... با ذكر ربنا... ربنا... يا ربنا ... يا ربنا... يا ربنا... اغفرلنا يا ربنا .

اي خالق بخشنده ام ، دربندگي شرمنده ام. شرمنده ام تا زنده ام ، از كار زشت وناروا. رويم سيه شد از گناه ، اشكم بود يا رب گواه ... يا ربنا ، يا ربنا...

بعدش وارد مهموني بشيم ، چه مهموني ؟!! تمام ملائك صف بستند دربرابر عزيزترين مهمون خداوسرور ليله القدر مي خوانند ، آواي ملائك مستمان مي كند. كنار سفره گسترده ي رب العالمين بشينيم وزنبيل جانمان را تا مي توانيم از اين خوان نعمت ومائده هاي آسماني آن پركنيم. هرچه پرتر ، بهتر... بعد از اين مهموني خارج نشيم... تا بهترين جايزه رو كه رضاي رب العالمين است ونجات از آتش دوزخ ، از خودش بگيريم كه ، اون روز ، روز عيد ماست، عيدا ... اكبر پس با ذكر « ولله الحمد علي ما هدانا  » از مهموني برگرديم ... تا ... سال ديگر كه اگه توفيقي باشد ومهموني ديگر...

والسلام.

 


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  سه شنبه 1388/06/10
موضوع: | لينک ثابت |

    به مهمانی خدا خوش آمدید
استشمام عطر رمضان از پنجره شعبان گوارای وجودتان باد

اللهم عجل لولیک الفرج

 

التماس دعا ی عاجزانه داریم


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  شنبه 1388/05/31
موضوع: | لينک ثابت |

    پروردگارا::::::
پروردگارا، مهربانا ...

مرا در آغوش امن خود بگیر و با من حرف بزن
مرا سرشار از آرامش خود کن

مرا در نور خود شستشو بده
بیهودگی سایه ها، نارضایتی ها، آرزوها، آزردگی ها، افکار نابجا
و هر آنچه را تصور میکنم خودم ساخته ام
و مرا از تو جدا کرده است به من نشان بده


من به آن محتاجم
تا خود را آنگونه ببینم که تو مرا میبینی
تا خود را آنطور بشناسم که تو برای همیشه مرا آنگونه شناخته ای
تا خود را آنجا پیدا کنم که تو آنجا باشی و من
در عشق تو، در آغوش تو، در خانه ی امن تو
و هر زمان کنار تو احساس امنیت کنم



آری...
مرا دگر تابی نیست، قراری نیست

دوباره دلتنگم...
حتی بیشتر از گذشته ها
ولی این بار، دگر دلی برای شکسته شدن نمانده
و غروری برای به باد دادن نیز،

مرا به سرای آرامش نپذیرفت.
دیری نپایید که مرا از آن پیله کوچک شادمانی ام بیرون راند.

دوباره در طوفان سرگردانم، دیگر پناهی نیست


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  پنجشنبه 1388/05/22
موضوع: | لينک ثابت |

    با هر چه عشق نام تورا می توان نوشت(کلام مولا علی (ع))
درباره‌ی چیستی زیبایی، سخن‌ها بسیار رانده شده‌ است. برخی زیبایی را تناسب و هم‌آهنگی اجزا با كل و هم‌آهنگی اجزا با یك‌دیگر و عدّه‌ای آن را به سودمندی یا توانایی یا لذّت و یا عشق تعریف كرده‌اند. افلاطون در مجموعه‌ی آثار خود، گفت‌وگوی سقراط با هیپیاس را بیان می‌كند و در این رساله به بررسی تعاریف گوناگون زیبایی می‌پردازد. آن‌گاه سقراط از هیپیاس، سوفیست و حقوق‌دان معروف آن روزگار، درباره‌ی چیستی زیبایی پرسش می‌كند و او تعاریف گوناگون مذكور در سطور بالا را بیان نموده و سقراط تك‌تك آن‌ها را نقد می‌كند. به هر حال، تعریف این حقیقت بسیار دشوار است؛ امّا بی‌شك، زیبایی یك كیفیت نگارین نمادی است كه از سه ویژگی برخوردار است و موجب انبساط روح و روان آدمی می‌گردد. اولاً ملازم با لذّت است و اصولاً انبساط روانی، همان لذّت است؛ ثانیاً ملازم با مطلوبیت است، یعنی چیز زیبا برای شخص مُدرِك، مطلوبیت و ارزش می‌نماید؛ ثالثاً شگفت‌انگیزی و تعجب‌آور بودن را به ارمغان می‌آورد.
امیر كلام و هنر درباره‌ی زیبایی نیز سخن فرموده است و در مقایسه‌ی انواع زیبایی‌ها، زینت باطن را بر زینت ظاهر ترجیح می‌دهند. «زینت باطن‌ها، زیباتر از زینت ظاهر است».[1] «زینت به زیبایی و نیكویی صواب و حقیقت است، نه به نیكویی لباس.»[2]
امام علی(ع) بر این مبنا، زیبایی مرد را حلم، وقار، حُسن درونی، زینت اخلاق و رفتار، عبادت و خشوع، صدق و راستی معرفی كرده است. زینت عبادت، خشوع؛ زینت ریاست، بخشش و بزرگواری؛ زینتِ علم، حلم و بردباری و زینت حكومت، عدالت است.[3] پس زیبایی در مكتب علوی به زینت‌های صوری و حسی محدود نمی‌گردد و زیبایی‌های معقول و فرا حسی را نیز در بر می‌گیرد.
گفتار و نوشتار و ادبیات زیبا، جذاب و همراه با ضوابط فصاحت و بلاغت، یكی دیگر از مصادیق زیبایی است كه امیر بیان و پیشوای بلاغت، سرچشمه‌ی آن است. سرآمد فصاحت در این باره می‌فرماید: «زیباترین و بهترین سخن آن است كه نظام نیكو آن را آراسته باشد و خواص و عوام مردم آن را بفهمند.»[4]
گزیده‌گویی، بهره‌مندی و عبرت‌آموزی از گذشتگان، یادآوری مرگ و قیامت، توجّه به كاركردهای مثبت و منفی و جاذبه‌های لفظی و تعبیری، از هنرهای كلامی است كه مخاطبان را شیفته‌ی خود می‌سازد. امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه، این تابلوی هنر و زیبایی، از هنرهای كلامی فوق بهره جسته است. بخش پایانی نهج‌البلاغه به كلمات قصار اختصاص دارد كه در بردارنده‌ی سخنان كوتاه، جذاب، پرمعنا و قابل فهم است.
ابن ابی‌الحدید، شارح نهج‌البلاغه در وصف یكی از خطبه‌های نهج‌البلاغه[5] می‌نویسد: «سوگند به كسی كه همه‌ی امت‌ها به او سوگند می‌خورند، من این خطبه را در مدت پنجاه سال تاكنون بیش از هزاربار خوانده‌ام. هیچ بار در آن تأمل نكردم، مگر آن كه در من خشیت و خوف و پندی ایجاد كرد و در دلم تأثیر نهاد و مرا به لرزه آورد. هیچ بار در آن تأمل نكردم، مگر آن كه به یاد مردگان از خویشاوندان و نزدیكان و دوستانم افتادم و چنین تصور كردم كه آن را كه حضرت به توصیف حالش پرداخته، خود من هستم. در این زمینه بسیاری از خطبا و فصحا داد سخن داده‌اند و من آن‌ها را مكرر خوانده‌ام، ولی هیچ كدام تأثیر كلام امیرالمؤمنین را بر من نداشته است.»[6]
همّام صحابی عابد امیرالمؤمنین، آن‌گاه كه از امام خواست كه پارسایان را برای او توصیف كند كه گویی آنان را با چشم می‌بیند، امام(ع) فرمود: «ای همّام، پروای از خدا داشته باش و نیكوكاری كن كه همانا خداوند با كسانی است كه تقوا بورزند و اهل نیكوكاری باشند. همّام به این مقدار از سخن قانع نشد و امام را سوگند داد كه توصیف بیش‌تری بنماید. و امام اوصاف پارسایان را شرح داد تا وقتی كه سخن امام(ع) بدین‌جا رسید كه دوری اهل تقوا از سر كِبر و خودبزرگ‌بینی و نزدیكی‌اش از روی مكر و خدیعت نیست، در آن هنگام، همّام فریادی كشید كه جانش در آن بود. امام فرمود: «به خدا سوگند كه بر او از همین می‌ترسیدم. موعظه‌های بلیغ با اهلش چنین می‌كند.»[7]
ابن ابی‌الحدید در مقایسه‌ خطبه‌ی ابن نباته ـ كه از ادبای قرن چهارم بود و مردم را به جهاد برانگیخت ـ با خطبه‌ی 27 نهج‌البلاغه، كه متضمن دعوت مردم به جهاد است، می‌گوید: «اگر بخواهیم از دایره‌ی انصاف دور نشویم، باید نسبت آن دو را، نسبت شمشیر چوبین با تیغ فولادین بدانیم؛ گرچه خطبه‌ی ابن نباته از صناعات بدیعی بهره‌مند است، ولی كلام امیر مؤمنان‌(ع) در اوج آسمان است.»[8]
كلام علی(ع) علاوه بر بهره‌مندی از واژگان متناسب و بلیغ از آهنگ و موسیقی خاصی برخوردار است كه در روح مخاطبان نفوذ می‌كند.
جرج جرداق در این زمینه می‌نگارد: «علی بن ابی‌طالب، از ذوق سرشار هنر و بیان زیبای سخن، آن‌چنان بهره‌ای دارد كه او را در روزگاران از دیگران ممتاز ساخته است. شكل سخن با مفهوم آن به هم آمیخته است؛ بمانند گرمی با آتش و نور با خورشید و هوا با جوّ؛ و تو در برابر این سخن، چنانی كه گویی در برابر سیل خروشانی كه می‌جوشد و دریایی كه می‌توفد و تندبادی كه می‌وزد و چون از روشنی هستی و زیبایی آفرینش سخن می‌گوید، چنان است كه گویی بر صفحه‌ی جانت با قلم‌هایی از اختران آسمان می‌نگارد. گفتارش چون شراره‌ی برق و خنده‌ی آسمان در شب‌های تاریك زمستان است.»[9]
امام علی(ع) در كلام خود از صناعات ادبی، زیبایی‌ها و شگفتی‌های طبیعت بهره می‌گرفت.[10] با استفاده از تمثیل، موضوعات و مباحث عقلی را تفهیم می‌كرد و با تشبیه معقول به محسوس، مردم عوام را نیز به حقیقت نزدیك می‌ساخت.[11] شعر، ابزار دیگری است كه امام(ع) در توصیف حقایق از آن استفاده می‌كرد. امام در پاسخ به این پرسش كه سرآمد همه‌ی شاعران كیست، فرمود: «هر چند شاعران، همه در یك وادی راه نپیموده‌اند كه بتوان پیش‌تاز راه را شناخت، لیكن اگر از تعیین شاعرترین شاعران چاره‌ای نباشد، سرآمد آنان آن پادشاه گم‌راه (یعنی امرالقیس) است.»[12]
شعر مطلوب علی(ع)، سروده‌ای است كه از نظر محتوا و نظر و فكر ارزش‌مند و صحیح و حق باشد و عقیده‌ی مردم را به انحراف نكشاند.
زیبایی عبارات نهج البلاغه از جهت تركیب لفظی و سبك ادبی برجستگی‎هائی دارد:
1. در انواع كلمات مفرد، جمع، مذكّر، مؤنّث، حقیقت ومجاز، سرمایه‎ای غنی برای فرهنگ الفاظ عربی است.
2. مجازها و كنایه‎ها در قالب جالب و نوی آمده است.
3. ایجاز و اطناب (كوتاه‎گویی و به درازا سخن گفتن) در جای مناسب خود به كار رفته و ما این مطلب را در خطبه‎ها و نامه‎های طولانی و گاه متوسط و یا كوتاه آن حضرت به روشنی مشاهده می‎كنیم.
4. محسنات و نوآوری‎های لفظی از «جناس» تا «ترصیع» و «قلب» و «عكس»[13] در موارد مناسب به كارگرفته شده است.
5. آهنگ طبیعی و عبارات جذّاب كه اهل فن به خوبی آن را درك می‎كنند و مردم از شنیدن آن به هیجان می‎آیند... .
9. امام یحیی یمنی نویسنده كتاب «الطراز» می‎نویسد:
از معانی گوارا و شیوای سخن او (علی ـ‌ علیه السلام ـ) هر خطیبی سیراب شده و هر گوینده‎ای لباس سخنوری پوشیده است؛ زیرا علی ـ علیه السّلام ـ جایگاه و زادگاه بلاغت و ابر پربار فصاحت است چنانكه خود فرمود: «ما فرمانروایان كشور سخنیم سخنوری در وجود ما ریشه كرده و شاخه‎های آن بر ما سایه گسترده است.»[14]
10. استاد دكتر سید جعفر شهیدی، استاد دانشگاه و مترجم موفق نهج البلاغه در مقدمه ترجمه خویش می‎نویسند:
از سال‎ها پیش چون فرصتی دست می‎داد برخی از ترجمه‎های فارسی نهج البلاغه را با متن مقابله می‎كردم. ضمن این بررسی دیدم مترجمان ـ كه خدمتشان در پیشگاه مولای متقیان ـ علیه السّلام ـ پذیرفته باد ـ هر چند در كار خود موفق بوده‎اند، كم و بیش در این ترجمه‎ها یك نكته را چنانكه باید رعایت نكردند و آن این است كه سخنان مولا چنانكه می‎بینیم در عین علوّ معنی به زیورهای لفظی نیز آراسته است: استعاره، تشبیه، جناس، موازنه سجع و مراعات النظیر. مخصوصاً صنعت سجع كه در سرتاسر كتاب دیده می‎شود و امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ به سجع‎گویی شناخته بوده است.
هنگامی كه زینب كبری در پاسخ پسر زیاد گفت: مهتر ما را كشتی، از خویشانم كسی را نهشتی، نهال ما را شكستی، ریشه ما را از هم گسستی، اگر درمان تو این است آری چنین است.[15]
پسر زیاد گفت: سخن به سجع می‎گوید: پدرش نیز سخنان مسجّع می‎گفت.
بدین رو كوشیدم تا در حد توانایی خویش ضمن برگردان عبارت عربی به فارسی ـ چندان كه ممكن است ـ صنعت‎های لفظی را نیز رعایت كنم.[16]
ده‎ها نمونه از سخنان صاحب‎نظران دیگر هست كه در مورد ابعاد فصاحت و بلاغت و محسنات لفظی و معنوی نهج البلاغه ابراز داشته‎اند كه از یادآوری آن صرف نظر می‎كنیم.

 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  شنبه 1388/05/17 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    انتظار
سلام برمهدي(عج)آن يوسف رحماني كه د زندان غيبت اسيراست ودرانتظاردوستان خويش،تا ياريش كنند واين زندان بشكنندسلام برآن ناخدا،كه همچون نوح كشتي نجات رارهبري كند و با طوفان انقلابش، كفر و ظلم و نفاق را از جهان برچيندوبرزمين آواي توحيد«لا اله الا الله» بلند كندسلام بر مهدي (عج) كه با قيام موسي گونه‌اش‌، فرعون وفرعونيان را بسزاي استكباریشان برساند و بخاك مذلتشان بكشاند. سلام بر آن احياگر، كه با دم مسيحائيش، زمين مرده از كفر و ظلم را،حيات بخشد و بر كالبد بيجان بشريت روح زندگي بدمد.سلام بر مهدي (عج) كه چيركي حق با قيام وي تحقق يابد و بندگان صالح خدا در زمان وي حاكميت يافته و زمين را به ارث خواهند برد.

 

 انتظارمنجي مصلح عدالت گستر،اصالت داردونزدآحادبشرفطري است،يك عقيده‌عمومي و مشترك بين ملتها و اديان است واختصاص به يك ملت ندارد.موعوددركتاب زبورحضرت داود(ع)،دركتب عهد قديم وعهدجديدحضرت موسي و حضرت عيسي(ع) در كتاب زند زرتشت پيامبرو كتاب آسماني هندوان(كتاب باسك)ودرعقايدبودائيان و مذاهب گوناگون؛به همين جهت(فطري بودن)،ذكر شده ودر قرآن كريم مسلمانان نيز وعده داده شده است

فرهنگ انتظار يك راهبرد سازنده است.فرهنگ انتظار،راهبردي است اميدبخش وسازنده كه بادعوت مومنان به ظهور منجي مصلح وعدالت گستر الهي،بشررا به حكومت واحدجهاني آن مصلح عدالت گستر ووحدت ديني،وحدت نظام، وحدت قانون وحدت جامعه بشري هدايت مي‌كند دكترين اين راهبرد،زمينه ساز ظهور منجي مصلح عدالت گستر الهي است.در اين دكترين رهبران جامعه برآنند:

الف- شناخت و معرفت مردم نسبت به منجي را توسعه دهند.

ب- مردم را به برقراري ارتباط معنوي با منجي دعوت كنند.

ج- آحاد مردم را به اداي حقوق منجي برمنتظران تشويق نمايند.بطوريكه:نام ويادمنجي راگسترش دهند،  سفارشات منجي را عمل كنند و اوصيا و نواب منجي رابشناسند و از آنها پيروي كنند.

د - منتظرين را دعوت به مراقبت از رفتار، گفتار و اعتقادات صالح خود نمايند.

هـ- منتظران را به رفع موانع ظهوردر ميان خود بخوانند.

و - منتظران رابه آمادگي براي مقابله باتهديدات ازجانب دشمنان منجي برسانندودرواقع دكترين انتظارمصلح عدالت گستر الهي،زمينه‌سازي براي ظهور منجي است.راهبرد انتظار ظهور منجي سوالاتي را براي منتظران به شرح زير مطرح مي‌كند:
سؤال اول: تكليف مردم چيست؟ 
الف - آيا اقدام مثبتي متصور هست؟ب - آيا در ميان دوستان مانعي وجود دارد؟ج - آيا از جانب دشمنان تهديدي متصور است؟
سوال دوم : دقيقاً وظيفه چيست؟
الف - اقدامات مثبت كدامها هستند؟ب - موانع كدامند؟ج- تهديدات متصور چه هستند؟
سوال سوم : با وجود پاسخ هاي روشن درمورد تكليف و وظايف متصورچه بايد كرد؟
1- آيا راهكار،انفعال است؟آيا صبر و سكوت بايد كرد تا:الف - ظلم و فساد جهانگير شود؟ب - زمان ظهور خود به خود فرا برسد؟2- آيا راهكار، فعال بودن است؟ الف - انجام اقدامات مثبت است ؟ب - رفع موانع است؟ج - مقابله با تهديدات است؟د - هر سه مورد است؟سوال چهارم: حدود تلاش ماچيست؟
الف - فردي است ؟ب - مربوط به ملت و قوم خاصي است؟ج - منطقه‌اي است؟د - جهاني است؟ 
سوال پنج:ماهيت تلاش مادرانجام تكليف چيست؟
الف - حقيقي است؟ب - حقوقي است؟ج - اجتماعي است؟د - فرهنگي است؟هـ - مردمي است ؟و - حكومتي است؟ز - سياسي است؟ح - غير سياسي است؟
سوال ششم: رهبري با كيست؟
سوال هفتم : آرمان (هدف غايي ) چيست؟
سوال هشتم : چشم انداز آن تا چه زماني است؟
سوال نهم : حد و مرزهاي آن تا كجاست؟
سوال دهم : سطح كار چيست؟
الف - راهبردي است؟ب- كاربردي است؟ج - تاكتيكي و فني است؟د- هر سه مورد است؟پاسخ به اين سوالات ما را به دكترين زمينه سازي براي ظهور منجي هدايت مي‌كند.

تجربه های تاریخی از تحولات بزرگ و عمیقی که در محیط انسانی و تاریخی بشر واقع شده به ما هشدار می دهد که آنزمان آمادگی پذیرش  یک رسالت جدید و نو را دارد یعنی یک فضای بازو آماده بوجود می آیدواین خودثمره طبیعی تضادهای تاریخی است که قطع روابط معنوی وجدایی از خداوند و گردش به سوی فساد و تباهی یک محیط آماده بوجود آورده و آتشی را مشتعل ساخته که همه را در سوزوگداز گذاشته است دراین میان نورامید میدرخشدوانتظار به پایان میرسدومهدی برای انجام رسالت خودراآشکارمیسازدو با حمایت هواخواهان و توده های محروم و ستمدیده شعله های فساد خاموش می کندوبجای مقررات ظالمانه و وحشیانه عدالت اجتماعی جایگزینش میسازددرآن روز دیگر انحرافات و تجاوزات و بدی ها ونا امینها خبری نیست همه جنبندگان با خیالی راحت و آسوده در سایه حکومت عادلانه مهدی به زندگی خود را ادامه می دهند.

 


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  پنجشنبه 1388/05/15
موضوع: | لينک ثابت |

    پنجمین همایش دکترین مهدویت
سلام

جای  همه شما سبز الان از پنجمین همایش دکترین مهدویت

(قسمت خبرگزاری همایش مخصوص خبر نگاران)

برایتان این پست را ارسال می کنم

این همایش باشکوه در سالن اجلاس (تهران)در حال برگزاری است وتا فردا عصر نیز ادامه دارد.

انشا الله در پستهای بعدی تصاویر زیبای این همایش را ارسال خواهم کرد.

اللهم عجل لولیک الفرج

ترسم تو بیایی ومن آنروز نباشم


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  سه شنبه 1388/05/13
موضوع: | لينک ثابت |

   
 فرخنده زاد روزسرور آزادگان وسالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام وبرادربا وفايش حضرت باب الحوائج قمر بني هاشم حضرت ابولفضل العباس عليه السلام وفرزند گراميش زيور عبادت کنندگان حضرت زين العابدين عليه السلام  بر تمامي شيعيان وعاشقان اهل بيت مبارک.


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  یکشنبه 1388/05/04
موضوع: | لينک ثابت |

    مبعث

روز مرگ قساوت‏ها

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه‏گرایی، هوس‏پرستی و جهل‏پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه‏هاست؛ عاطفه‏هایی که در رقص شمشیرها زخمی می‏شد و در جنگل نیزه‏ها جان می‏باخت. آن‏روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می‏خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت‏ها، جان به بارش تیرها می‏دادند و زنان بی‏پناه، در بند اسارت می‏زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می‏خلید و چه زخم‏هایی دل عاطفه‏ها را می‏خَست.

روز مبعث، روز مرگ قساوت‏ها و شرارت‏ها بود؛ روز مرگ کرامت‏هایی که به پای بت‏ها قربانی می‏شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش‏های ناروا بود.

میلاد ارزش‏ه

روز مبعث، روز میلاد ارزش‏هاست؛ ارزش‏هایی که زنده به گور می‏شد و اصالت‏هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می‏رفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دل‏ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید. لبخند بر لب‏ها نشست‏دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینه‏توزی جان باخت. از چشمه چشم‏ها مهر جوشید و در دریای سینه‏ها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد. روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد.

منجی بزرگ بشر

از طلوع خورشید اسلام و انقلابِ عظیم پیامبر آن، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هزار و چهارصد و اندی سال می‏گذرد. از آن زمان تاکنون، تاریخِ جهان پی‏درپی ورق خورده است‏رویدادهای گوناگون و دگرگونی‏های حیرت‏انگیز، چهره‏ای تازه به آن بخشیده است‏آن‏چنان که شیوه همیشگی گذشت زمان است، نوها به کهنگی گراییده و کهنه‏ها به اعماق فراموشی ذهن‏های تاریخ پیوسته است. اما این حقیقت که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نجات دهنده بزرگ بشر بود و آیینش آیین زندگی، هر زمان از زمان دیگر روشن‏تر می‏درخشد؛ چرا که او جاودانه‏ترین تمدّن‏ها را بنیان نهاد، زندگی‏سازترین فرهنگ‏ها را گُسترد و انسان‏پرورترین ارزش‏های اخلاقی را نهادینه کرد. درود بی‏کران خداوندی بر روان پاک او باد.

سفیر خداوند

محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم سفیر خداوند بود بر بندگان تشنه حقیقت و محبّت، و هدف نهایی او برای خلقت همه هستی؛ که لولاکَ لما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ؛ گل‏سرسبدهستی، مایه فخر و مباهات خداوند عالم نزد ملایک و جانشین راستین او بر روی زمین. کسی که:

بَلَغَ العُلی بِکمالِهِ کَشَفَ الدُّجی بِجمالِهِ
حَسُنتْ جَمیعُ خِصالِهِ صلّوا علیه و آله

با غمزه و اشاره‏ای، نکته‏ها و رازها آموخت و به مقام استادی عالم رسید.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله‏آموز صد مدرس شد

محبوبی که با جمال سیرت و صورت خود، همه پرده‏های تاریک جهل و حجاب‏های خودخواهی را کنار زد و در سیر معراجی خود از جبرائیل، امین وحی الهی، پیشی گرفت؛ دل‏سوزی که تا دم آخر، رنج‏ها و دردها را تحمّل کرد تا نشان زیبایی «رحمةً للعالمین» را از دست بخشنده خدا، دریافت کند.


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  دوشنبه 1388/04/29
موضوع: | لينک ثابت |

    زینب بهترین الگوی مشارکت های سیاسی و اجتماعی

 

زیبایی دین مبین اسلام پس از بیان گزاره های تام و تمام اخلاقی، این است که برای هر قشری از مردان و زنان و متناسب با شرایط زمانی و مکانی الگوهایی از بین مردان و زنان ارائه نموده است.

الگوها که همان شاخص های دینی اند در پیچ و خم زندگی انسانی قرار داشته و در عین اصطکاک با همه مناسبات زندگی فردی و اجتماعی بشر توانسته اند نمادی از زندگی یک دیندار باشند.

از همه زیباتر وجود الگوهایی عالی از بین زنان برای همه مردان و زنان و از بین مردان برای همه مردان و زنان است. زینب یکی از آن شاخص ها و الگوهاست.

در شرایطی که حضور اجتماعی و سیاسی زنان و اشغال عرصه های عمومی توسط ایشان یکی از بحث برانگیزترین مباحث دو سده اخیراست، زینب همان کسی است که کاملترین مدل را برای این منظور به زنان عالم پیشنهاد می کند.

خاصیت الگو این است که نباید بر بام آسمان نشسته و از افق اندیشه و عمل آدمیان فاصله های طی ناشدنی داشته باشد. به راستی زینب چگونه فاصله زمانی را درمی نوردد و امروزه برای زنان مسلمان ایده حضور در اجتماع و سیاست را پی می ریزد؟

اگر او امروز بود و در بین ما و در شرایط ما می زیست چگونه وظایفی را، وظیفه خطیر سیاسی و اجتماعی خود می دانست و تحت چه شرایطی قافله ای را به سمت صلاح و سداد سالاری می نمود؟

عرصه حضور اجتماعی زینب سلام الله علیها در زمانه خویش نه یک جماعت اندک و نه مردم یک شهر و آبادی کوچک، که بخش عظیمی از بلاد اسلامی بود که امروزه شامل چند کشور می شود. تدابیر سیاسی او نه تنگنای ریاست شورای یک شهر و یا مدیریت یک کشور، بلکه آن چنان پردامنه بود که حکام و روسای ایالات مختلف اسلامی را منفعل ساخت و سیاست و تدبیر آنان را تحت الشعاع  برنامه های ارشادی و آمرانه خود قرار داد.

این زینب بود که تمام اهداف دور و نزدیک آنان را به باد کلماتش سپرد تا نشانی از آنها نباشد. چنان در مقابل اوضاع مختلف روش مقتضی را اتخاذ می نمود که هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند  بعد از یک گفته یا یک رفتار، زینب چه خواهد گفت و چه خواهد کرد؟

آری او در همه صحنه های سیاسی و اجتماعی حاضربود، اما حضوری که عطر آن شمیم هدایت و روشنگری داشت و این حضوری است که چنان جاودانه و ماندنی شده است و رسانه خبری عاشورا همه ساله و تا قیامت آن را باز می تاباند.

کدامین زن را می شود شناخت که اخبار حضورش، پژواکی چنان وسیع در تاریخ داشته باشد؟ افزون برآن چه گذشت، مهمتر از حضور اجتماعی و سیاسی، اهداف و نحوه حضوراست. البته اهداف زینب که به بلندای نام انسانیت است، نیازی به توضیح ندارند. ولی روش او برای این حضور برای نسل امروز قابل ملاحظه و مطالعه است؛ آیا روش او دیگر کهنه شده است؟ آیا می توان آن روش را برای زنان آغاز گر هزاره سوم ملاک قرار داد؟ آیا روش او ملاک های ماندگاری دارد؟


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  چهارشنبه 1388/04/17
موضوع: | لينک ثابت |

    "تقديم به پدر مهر بانم وتمامي پدران اين سرزمين"

"تقديم به پدر مهر بانم  وتمامي پدران اين سرزمين"

 

[چه آنها كه در زير سايه شان به سر مي بريم

 

 چه آنها كه در قيد حيات نيستند]

 

سلامي به وسعت نامت

 

سلامي كه از اعماق قلب كوچكي نثار وجود نازنينت مي شود

 

هر گاه خواستم قلم بردارم و محبت بي اندازه ام را روي كاغذ بياورم

 

از چروك دستانت خجل شدم واز خطوط

 

پيشاني ات شرمگين

 

به ناگاه مهر سكوت برلبان خود زدم

 

ولي اكنون فرياد ميزنم:

 

اي مهربان اي باشكوه ،اي پر خروش همچو رود

 

به پاس آنچه از معنويت نثارم كردي دستانت را غرق در بوسه مي كنم

 

 اي هميشه سبز

 

اي كه قامت رعناي من از خميدگي تست

 

از دل وجان دوستت دارم

 

هرگز از خاطرم محو نمي شود كه در كودكي مرا سوار بر چهار يايي مي كردي

 

 وبه مزرعه ات مي بردي تا

 

در آنجا سبز شدن،تلاش وتكامل را به من بياموزي

 

مرا در ميان سبزه ها رها مي كردي تا تجربه كردن را بياموزم

 

وحس كنم كه بايد مثل درخت مفيد بود

 

هر گاه بر صورت چروكيده ات كه حتي خطوط آن مفهوم خاصي دارد

 

،نگاه مي كنم سرشار از غرور مي شوم

 

 وبه داشتن چنين پدري بر خود مي بالم

 

 تا آنجا كه آرزو مي كنم

 

هرگز غبار غم صورت نازنينت رانپوشاند

 

هنوز قصه هايي كه برايم مي خواندي در گوشم آوا مي كند ،

 

مگر مي شود فراموش كنم

 

 كه مرا به نام گل   صدا مي كردي ،

 

گلي كه باغبانش بودي و نواز شگر آن

 

خدايا از تو مي خواهم هيچگاه آسمان چهره اش ابري و باراني نباشد

 

"دوستت دارم به وسعت تمامي دشتها و به پاكي تمام آبها "

 

به پاس محبت بي اندازه ات كه به پايم ريختي

 

چكامه اي مي سرايم

 

  و در آسمان آبي عشق تو به پروازدر مي آيم

 

تا بداني چه حد دوستت دارم ،

 

هر چند اگر صفحه ها پر كنم و مركبها خالي،

 

هرگز گوشه اي از زحمات

 

تورا نمي توانم جبران كنم فقط مي توانم بگويم:

 

اي كه نفس گرمت اجاقي براي كوره خاموش دلم است ،

 

 چشمان سبزت پشتيبان تنهايي ام

 

 ودستان پر تلاشت سايبان مهر براي وجودم

 

خالقت را مي ستايم  وسجده شكر نثارش مي كنم

 

"فتبارك الله احسن الخالقين"

 


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  دوشنبه 1388/04/15
موضوع: | لينک ثابت |

    میلاد مولود کعبه مبارک

تولد در خانه كعبه، فضيلتي ويژه حضرت علي(ع) است و خداي متعال، تنها وي را به چنين امتيازي كرامت نمود. نه پيش از او و نه پس از او، براي هيچ كسي چنين فضيلتي پديد نيامده است. ...


امام علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف در سيزده رجب سال سي ام عام الفيل، يعني 23 سال پيش از هجرت نبوي در درون كعبه معظمه ديده به جهان گشود.

مرحوم شيخ عباس قمي، كيفيت ولادت آن حضرت را چنين بيان كرد: آن چه به سندهاي بسيار وارد شده، آن است كه روزي عباس بن عبدالمطلب، با يزيد بن قعنب و با گروهي از بني هاشم و جماعتي از قبيله بني العزي در برابر خانه كعبه نشسته بودند، ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد در آمد و به حضرت اميرالمؤمنين(ع)، نه ماه آبستن بود و او را درد زائيدن گرفته بود. پس در برابر خانه كعبه ايستاد و نظر به جانب آسمان افكند و گفت: پروردگارا! من ايمان آورده ام به تو و به هر پيامبر و رسولي كه فرستاده اي و به هر كتابي كه نازل گردانيده اي و تصديق كرده ام به گفته هاي جدم ابراهيم خليل(ع) كه خانه كعبه بنا كرده او است، پس سئوال مي كنم از تو، به حق اين خانه و به حق آن كسي كه اين خانه را بنا كرده است و به حق اين فرزندي كه در شكم من است و با من سخن مي گويد و به سخن گفتن خود مونس من گرديده است و يقين دارم كه او يكي از آيات جلال و عظمت تو است، كه آسان كني بر من ولادت او را.

عباس و يزيد بن قعنب گفتند كه چون فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوار عقب خانه، شكافته شد. فاطمه از آن رخنه داخل شد و از ديده هاي ما پنهان گرديد، پس شكاف ديوار به اذن خدا به هم پيوست و ما چون خواستيم در خانه را بگشاييم چندان كه سعي كرديم، در گشوده نشد. دانستيم كه اين امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در اندرون كعبه ماند. اهل مكه در كوچه ها و بازارها اين قضيه را نقل مي كردند و زن ها اين حكايت را ياد مي كردند و تعجب مي نمودند. تا روز چهارم رسيد، پس همان موضع از ديوار كعبه كه شكافته شده بود، ديگر باره شكافته شد، فاطمه بنت اسد بيرون آمد و فرزند خود اسدالله الغالب علي بن ابي طالب(ع) را در دست خويش داشت و مي گفت: اي گروه مردم! به درستي كه حق تعالي برگزيد مرا از ميان خلق خود و فضيلت داد مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده اند. زيرا كه حق تعالي برگزيد آسيه دختر مزاحم را و او عبادت كرد حق تعالي را پنهان در موضعي كه عبادت خدا در آن جا سزاوار نبود، مگر در حال ضرورت، يعني خانه فرعون.

و مريم دختر عمران را حق تعالي برگزيد و ولادت حضرت عيسي(ع) را بر او آسان گردانيد و در بيابان درخت خشك را جنباند و رطب تازه از براي او از آن درخت فرو ريخت و حق تعالي مرا بر هر دو و زيادتي داد و هم چنين بر جميع زنان عالميان كه پيش از من گذشته اند. زيرا كه من فرزندي آورده ام در ميان خانه برگزيده او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از ميوه ها و طعام هاي بهشت تناول كردم و چون خواستم كه بيرون آيم، در هنگامي كه فرزند برگزيده من بر روي دست من بود، هاتفي از غيب مرا ندا كرد كه: اي فاطمه! اين فرزند بزرگوار را "علي" نام كن، به درستيكه منم خداوند علي أعلي و او را آفريده ام از قدرت و عزت و جلال خود و بهره كامل از عدالت خويش به او بخشيدم و نام او را از نام مقدس خود اشتقاق نموده ام و او را به آداب خجسته خود تأديب نموده ام و امور خود را به او تفويض كرده ام و او را به علوم پنهان خود مطلع كرده ام و در خانه محترم من متولد شده است و او اول كسي است كه اذان خواهد گفت بر روي خانه من و بت ها را خواهد شكست و آن ها را از بالاي كعبه به زير خواهد انداخت و مرا به عظمت و مجد و بزرگواري و يگانگي ياد خواهد كرد و اوست امام و پيشوا بعد از حبيب من و برگزيده از جميع خلق من محمد(ص) كه رسول من است و او وصي او خواهد بود. خوشا حال كسي كه او را دوست دارد و ياري كند او را و واي بر حال كسي كه فرمان او نبرد و ياري او نكند و انكار حق او نمايد.

آري، حضرت علي(ع) در چنين روز مبارك و در چنين محل مبارك و با ميزباني خداي سبحان ديده به جهان گشود و جهان هستي را از انوار الهي اش روشن گردانيد.


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  دوشنبه 1388/04/15
موضوع: | لينک ثابت |

    روز زن

 

روز زن ايرانی روز تولد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و روز ميلاد امام خمينی(ره)

فارسی :
هر چند مجامع بين المللي 8 مارس را تنها به عنوان روز زن مي نامند ، اما نام زن و كلمه مقدس مادر در فرهنگ اصيل ايران اسلامی هم آغوش ياد و خاطره حضرت فاطمه زهرا (س) است
بنابراين ايرانيان با توجه به اهميت جايگاه زن در خانواده به عنوان همسر و مادر و به پاس گراميداشت روز تولد يگانه دختر پيامبر اعظم ، حضرت زهرا (س) اين روز را به عنوان روز زن و روز مادر اعلام مي دارند .

English :
Although the international societies and organizations are calling the March 8th as Mothers(Woman) day, but the beautiful name of "Women" and the holly phrase of "Mother" in the Persian ancient culture is reminding the birth date of Fatima Bint Muhammad (PBUH) in Islamic valuable tradition
Therefore, due to the high importance of Women's place in the family who plays the role of wife and mother, and in order to celebrate the birth date of only daughter of Islamic great prophet, Muhammad (PBUH), Iranian are to celebrate this day in honor of Mother day
.

عربی :
یوم المرأة عند الایرانیین المعروف أن التکتلات و التنظیمات الدولیة تعتبر الثامن مارس یوماً للمرأة. بید ان کلمة المرأة الجمیله و کلمة الام المقدسة، اقترنت و امتجزت فی الثقافة الأسلامیة الأصیله فی ایران مع احتفال بذکری السیدة فاطمة الزهرا سلام الله علیها بنت رسول الله صل الله علیه و اله وسلم.
فان الایرانیین، نظراً لاهمیة مکانة المرأة فی الأسره کزوجة و کأم و تکریماً لذکری ولادة بضعة الرسول الاعظم، السیدة الزهرا یحتفلون بهذه المناسبه "یوم المرأة" و " یوم الام " .

Francais :
Bien que les sociétés internationales, nomme le 8 mars entent que le jour de Mère, mais le terme merveilleux et saint de la « mère », dans la culture authentique iranienne ne sépare jamais de nom et de souvenir, Fatima(SA).
Alors les iraniens en faisant attention a la place importante des femmes dans la famille entant que Mère et Femme, annoncent ce jour pour célébrer les mères, a fin de célébrer du jour d'anniversaire de seule fille de Prophète (SAWA), Fatima (SA).

Italy :
Benché le socità internazionali chiamano il 8 marzo come giornata della donna ma il bell niìome di "donna" e l'agrifoglio parola di madre nell'antica cultura persiana ricordaci la data della nascita di Fatima (SA)
Quindi, a causa dell' importanza del posto della donna nalla famiglia come moglie e madre e per festeggiare la data di nascita di sola figlia del grandissimo islamico profeta-muhammad (SAWA)- iraniani annunciano questo giorno come giornata della donna e di madre

http://diniblog.com/zan.htm

 


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  شنبه 1388/03/23
موضوع: | لينک ثابت |

    به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن

 فاطمه علیها السلام بزرگ ترین حامی و فدایی ولایت بود.

 فاطمه علیها السلام شیداترین پروانه ی شمع امامت بود.

 فاطمه علیها السلام پروانه ی عاشقی بود كه با سوختن و فداسازی

 خویش درس ولایت مداری و امام محوری را به همگان آموخت.

 آری، این فاطمه بود كه به همگان  آموخت امام بر حق چون كعبه

 است كه تمام مردم بایستی بر گرد او طواف نمایند.

 این فاطمه بود كه یگانه ترین اسوه دهی را در همرهی با ولایت

 ادا ساخت. همو كه پهلویش شكست و در خون نشست، اما لحظه ای 

 از یاری ولی امر خویش از پای ننشست.

 انتخاب روز ولادت حضرت زهرا (س) به عنوان روز زن به معنای

 انتخاب زیباترین و مقدس ترین الگو برای زنان مسلمان و زنان همه

 ی جهان است. آنگاه كه رسول اكرم (ص) فاطمه را پاره ی تن خویش

 می خواند، به جهانیان می آموزد كه جلوه ی والای كرامت انسانی و

 اخلاق اسلامی را در این چهره ی مقدس جستجو كنند و مادران جهان،

 شعاعی از این خورشید درخشان برگیرند و كانون حیات انسان ها را

 گرم و روشن سازند.

 زنان می توانند از رهگذر اسوه پذیری از سیره ی حضرت زهرا علیها 

 السلام به چنان فضیلت و جامعیتی دست یابند كه در شمار یاوران ویژه

 ی امام عصر (عج) قرار گیرند. چنان كه امام باقر (ع) فرمودند:

 «سوگند به خدا 313 نفر نزد مهدی (عج) در مكه گرد می آیند كه 50

 نفر از ایشان زن هستند.»

 اللهم عجل لولیك الفرج  


 
نگاشته شده توسط:اعظمیان بیدگلی |  شنبه 1388/03/23
موضوع: غدیر و فاطمه(س) | لينک ثابت |